تبلیغات
قالب وبلاگ
ام طاها

ام طاها
من و نی نی های خوشگلم
نویسندگان
لینک دوستان

سلام پسره قشنگم خوبی, الان رفتی توی 26 هفته و دو روز چیزه زیادی نمونده چشم رو هم بذاری این 96 روزم تموم شده و اومدی توی بغله مامانی و بابایی. مامانی که داره برای اون روز لحظه شماری میکنه شما چی طاهای گلم؟ هی تو شکمه مامانی ورجه وورجه میکنی دلشو میبری هر وقت تکون میخوری دلم غش میره که بغلت کنم الهی که من قربونت برم انشاالله که همیشه سالم باشی نوره چشمم.

وقتی با بابایی رفته بودیم دکتر خانم دکتر زیره شکممو فشار داد به من گفت دستتو بذار جای دستای من تا بتونی سره پسرتو حس کنی وای نمیدونی چقدر جالب بود همین که دستمو فشار دادم رو شکمم یه کله ی محکم زدی فکر کنم داشتی میگفتی چی میخواید از جونه سره من.

خانم دکتره میگفت وقتایی که خودتو توی شکمم مچاله میکنی انگار که یکی بغلت کرده آخه بچه ها حتی توی شکمه مادراشونم احتیاج به نازو نوازشو بغل کردن دارن. از وقتی اینو شنیدم اگر خودتو مچاله کنی نه تنها ناراحت نمیشم بلکه خیلیم ذوق میکنم میگم انگار که الان طاها جونمو بغل کردم. قربونت برم پس سعی کن زیاد مچاله بشی تا وقتی اومدی به دنیا خودم حسابی بچلونمت.

خیلی د وست دارم عزیزم آخه ناسلامتی تو کادوی تولدم از طرفه خدا هستیا. دقیقا تو روزه تولدم فهمیدم که یه نینیه کوچولو تو شکممه.بهترین کادوی، دنیا دوست دارم عزیزم




[ دوشنبه 31 خرداد 1389 ] [ 06:05 ب.ظ ] [ omm taha ]
نظرات

به نام خدا

این رومیزی رو تازه دوختم و دومین تجربه تکه دوزی منه برای مامانه همسری به عنوانه کادوی روزه مادر

. این ستاره از 6 تا لوزی بزرگ تشکیل شده که هر لوزی بزرگ از 16 تا لوزیه کوچیک درست میشه. این لوزی ها به صورت زاویه 80 درجه کشیده میشن.اول یه لوزی بکشید، اندازه هاشم دلبخواهه یعنی بستگی به این داره که دوست دارید چقدر رومیزیتون بزرگ باشه فقط یادتون باشه الگو رو هر چقدرمیکشید موقع برش حتما 1 سانت برای جای دوخت جا بذارید چون رومیزیتون بدونه جای دوخت از اونی که تصورشو مکنید کوچیک تر میشه.

خب حالا دو مدل پارچه میخوایم با طرحهای مختلف.از هر مدل پارچه 48 تا لوزی ببرید که همه با هم میشه 96 تا.حالا نوبت به دوخت میرسه، مثله شکل پارچه ها رو کناره هم قرار بدید.

این لوزی از چهار تا مستطیل چهار تایی تشکیل شده شما هم یه همین صورت بدوزیدش یعنی یه مستطیل که از چهار تا لوزی درست شده بعد این چهار تا مستطیل رو به هم بدوزید تا شکله نهایی درست بشه. برای تشکیله ستاره باید 6 تا از این لوزی داشته باشید.

نکته های دوخت: من اولش که میخواستم لوزی هارو کناره هم بذارم به مشکل برخوردمچون هر جور که میذاشتمشون کناره هم بازم شکله مستطیل نمیشد. اگر میخواید شبیه مستطیل پهلوی هم باشن لوزی ها رو بر عکس کناره هم بذارید، طبقه شکل.

قبل از اینکه چرخ کنید اول با کوک شل امتحان کنید بعد چرخ کنید.




طبقه بندی: هنر دست، 
[ شنبه 29 خرداد 1389 ] [ 01:02 ق.ظ ] [ omm taha ]
نظرات

خب مام بالاخره اسمه نینی رو انتخاب کردیم، اسمشو گذاشتیم………..(محمد طاها)  هوراااااااااااااااااااااااا. با اینکه یه سری از نزدیکامون از اسم استقبال نکردن ولی خب در عوض یه سری دیگه از نزدیکا و دوستامون حسابی خوششون اومد. خیلی دلمون میخواست طبقه سلیقه ی همه یه اسم انتخاب کنیم ولی آخه دقت کردید وقتی یه اسمی به گوشتون قشنگ و خوش آهنگه دیگه هیچ اسمه دیگه ای به نظرتون قشنگ نمیاد، برای مام یه همچین چیزی اتفاق افتاده و دیگه اشکالاتی مثله طولانی بودن، قدیمی یا عربی بودن برامون معنی نداره.

فقط انشاالله که صاحبه اسمش نگهدارش باشه و از همه مهمتر صالح باشه.(الهی آمین)

بعد نوشت: قبل از اینکه وبلاگ آماده بشه شروع کردم مطالبی که میخواستم بنویسم رو اول توی دفتر جداگانه نوشتم تا وقتی که قالبه وبلاگم آماده شد حرفهایی که میخوام بگو آماده باشه برای همین اگر تعجب کردید که اگر ما تازه اسمه بچه رو انتخاب کردیم ولی اسمه وبلاگ از اول (ام طاها ) بوده دلیلش اینه که ما 5 روز قبل از آماده شدنه وبلاگ اسمه بچه رو انتخاب کردیم.برای همین من اسمه وبلاگ رو طبقه اسمه پسره گلم گذاشتم.




[ پنجشنبه 27 خرداد 1389 ] [ 12:52 ق.ظ ] [ omm taha ]
نظرات
سلام
چون الان مطلبه آموزشیه آماده ندارم می خوام یه خاطره تعریف کنم از اولین باری که محمد کوچولو توی شکمم تکون خورد.

شنبه 21 فروردین ماه توی هفته 16 بودم که این اتفاق افتاد.(هر شنبه یه هفته به هفته بارداریم اضافه میشه یعنی اون موقع دقیقا شده بود 16 هفته)دراز کشیده بودم داشتم پلی استیشن بازی میکردم (طاق باز)که یه دفعه متوجه شدم سمته راسته شکمم داره یواش یواش قلمبه میشه میاد بالا.
خیلی برام جالب بود، قشنگ احساس میکردم که بچه داره توی شکمم خودشو مچاله میکنه. خیلی جالب سمته راسته شکمم قلمبه بود ولی سمته چپ همینجوری عادی و صاف بود اینطوری بود که تازه احساس کردم یه بچه توی شکمه آدم باشه یعنی چی.
 دستمو گذاشتم روی شکمم از شدته هیجان صدام میلرزید، گفتم سلام کوچولو (اون موقع هنوز نمیدونستم بچه پسره یا دختر) بالاخره تصمیم گرفتی خودتو به مامانی نشون بدی ولی همون موقع مامان و خواهره همسری اومدن خونمون منم دیگه نتونستم بیشتر با کوچولوی توی شکمم که تازه شروع کرده بود بازی کردن صحبت کنم. اما اینقدر هیجان زده بودم که تا شب صد دفعه برای مامان، خواهر و خوده همسری تعریف کردم که بچه چه جوری خودشو جمع کرد و منم فهمیدم.

الان که دارم این مطلب رو مینویسم دیگه محمد کوچولو کمتر ساکت میمونه حتی تو خوابم میتونم تکوناشو احساس کنم. الهی مامان قربونش بره بچم خیلی شیطونه ماشاالله.

اینم عکسه سونوگرافیه پسملی که داره با دو تا پاهاش لگد میزنه تو شکمم

undefined



[ سه شنبه 25 خرداد 1389 ] [ 10:00 ب.ظ ] [ omm taha ]
نظرات

به نام خدا


درست کردن این قاب عکس وقتی به ذهنم رسید که داشتم کشوی میزمو مرتب میکردم که چشمم به اون پارچه ی سبز رنگ افتاد که روش نوشته بود الحمدالله رب العالمین دیدم قشنگه حیفم اومد که همینجوری ولش کنم رفتم براش قاب بخرم که توی فروشگاه چشمم به صدفهای جورواجور خورد و از اونجایی که توی سایته بانو در مورده تزیین با صدف خیلی بحث کرده بودیم یه دفعه یه فکری مثله جرقه زد به مغزم فوری صدف رو خریدم اومدم خونه و خودم برای پارچه یه قاب درست کردم.



مواد اولیه: مقوای محکم(من از مقوای جعبه جاروبرقی استفاده کردم)یه تیکه برای رویه، یه تیکه برای زیر.
صدف به مقدار لازم

چسب چوب
طرزساخت:اول دوره عکستون رو اندازه بگیرید بعد مقوارو ببرید البته نباید مقوا دقیقا به اندازه عکستون باشه بهتره که یه کم بزرگتر باشه.مقوای رویی رو باید از وسطش هم ببرید تا عکس معلوم بشه. من اینجا به شکله یه مستطیله ساده بریدم شما میتونید به شکله قلب، برگ، یا هر چیزی که دوست داشتید ببرید.

حالاشروع کنید روی مقوای رویی رو طبقه سلیقه خودتون صدف بچسبونید.بعد از اینکه چسبش خشک شد مقواها رو روی هم بچسبونید ولی دقت کنید که هر چهار طرفه مقوارو با چسب نبندید یه طرفش رو برای وارد کردنه عکس چسب نزده باقی بذارید.




طبقه بندی: هنر دست، 
[ سه شنبه 25 خرداد 1389 ] [ 01:37 ق.ظ ] [ omm taha ]
نظرات

سلام، اسمم پرستوئه، 23 سالمه و قراره تا 3 ماهه دیگه مامان بشم، یعنی الآن تو هفته 25 بارداریم هستم. بچم پسره اسمه گل پسرمم محمده البته تا وقتی که به دنیا بیاد ببینیم خدا چی می خواد.

شاید اسمه همیشگیش محمد شد شایدم عوضش کردیم و یه اسمه دیگه گذاشتیم. خلاصه در مورده وبلاگ هم بگم که قراره مطالبش مجموعه ای از خاطرات و تجربیات دوران بارداری و کارهای دستیی که خودم انجام میدم البته همراه با آموزششون باشه.

امیدوارم که بتونید استفاده لازم رو از این وبلاگ ببرید.  تو پرانتز عرض کنم که کپی برداری از این وبلاگ آزاده.




[ دوشنبه 24 خرداد 1389 ] [ 05:49 ب.ظ ] [ omm taha ]
نظرات

این اولین تکه دوزی هست که انجام دادم خیلی هم سادست این رو همینجوری دوختم تا روش کار دستم بیاد.اصلا چی شد که به فکر تکه دوزی افتادم: سره کلاس نشسته بودم که دیدم یکی از همکلاسیام داره یه پارچه ی زرشکی رو به صورت مثلث میبره یه سری تکه دوزی هم جلوش بود.

این همکلاسیه تو قصه ی ما روسه یعنی نه من زبونه اونو میفهمم نه اون زبونه منو (آخه من تازه بعد از ازدواج به یه کشوره دیگه نقل مکان کردم و به کلاسهایی میرم که زبونه این کشور رو یاد بگیرم) برای همین اولش خجالت کشیدم که برم با این مدل حرف زدنم ازش اطلاعات بگیرم ولی آخر سر فضولیم به خجالتم پیروز شد، رفتم جلو گفتم میتونم به اینا نگاه کنم. گفت بله،  یه کم که تماشا کردم گفتم اینا خیلی خوبن گفت خیاطی دوست داری گفتم آره خیلیییییییییییییی، من میتونم لباس بدوزم ولی از اینا بلد نیستم. گفت کاغذ داری منم از خدا خواسته زودی بهش یه کاغذ دادم اونم دستش درد نکنه شروع کرد برام طرح کشیدن و توضیح دادن به من که چیکار باید بکنم. البته فکر نکنید اون آسون توضیح داد منم راحت فهمیدم ها نه ه ه ه ه ه ه! با این زبونه دستو پا شکسته ای که جفتمون بلدیم با ادا و اصول در آوردن و نقاشی بهم فهموند که (آقاجون تو برو خونه یه طرحه ساده بدوز تا یاد بگیری اینقدرم مثله خنگا منو نگاه نکن) یه طرحه سادم برام کشید اون طرح هم اینه خیلی هم دوختش راحته.

اول باید یه مربع به اندازه دلخواه ببرید بعد بذارید روی پارچه به اضافه یک سانت جای دوخت دورش رو ببرید.

بعد که پارچه ها آماده شد اول ردیفای هفت تایی از مربع هارو به هم میدوزید بعد قشنگ اتو میکنید که جای دوختا صاف بشه آخرش هم مستطیل های بدست اومدرو به هم وصل میکنید تا یه مربع بزرگ بدست بیاد.

برای آستر کشی روی کار و آستر رو خوب اتو میکشید که صافه صاف بشه بعد آستر رو طوری روی میز قرار میدید که روی پارچه به طرفه شما باش و بعد تکه دوزیتون رو طوری روش قرار میدید که پشتش به طرفه شما باشه این دو تا رو با سنجاق به هم محکم میکنید و دورتادورش رو میبرید و چرخ میکنید چند سانت مونده به انتهای دوخت کار رو بر میگردونید و کوک میزنید.




طبقه بندی: هنر دست، 
[ دوشنبه 24 خرداد 1389 ] [ 05:48 ب.ظ ] [ omm taha ]
نظرات

.: Weblog Themes By Mah Music :.

درباره وبلاگ

منمو دو تا فرشته کوچولو. محمدطاها13 مهر 1389 به دنیا اومد امیریاسین 1 تیر 1391. یکی 10:45 دقیقه صبح. یکی 5:57 دقیقه ی بعد از ظهر.
آمار سایت
  بازدیدهای امروز : نفر
  بازدیدهای دیروز : نفر
  كل بازدیدها : نفر
  بازدید این ماه : نفر
  بازدید ماه قبل : نفر
  تعداد نویسندگان : عدد
  كل مطالب : عدد
  آخرین بروز رسانی :
بیدفا