تبلیغات
قالب وبلاگ
ام طاها

ام طاها
من و نی نی های خوشگلم
نویسندگان
لینک دوستان
دیروز رفته بودیم برای خرید قرار بود فقط یه تخت بگیریم با رنگ که اتاق محمدطاهارو رنگ کنیم وقتی رفتیم تو فروشگاه ارزون ترین تختو انتخاب کردیم چون یکی از دوستای همسری تخته بچرو بهمون کادو داده بود ولی اشتباهی این وسط پیش اومد که نمیدونم چرا چند تا از چوباش نبود، برای همین ما مجبور شدیم تختم به لیسته خریدامون اضافه کنیم و خوب این یه هزینه پیش بینی نشده و اضافه برامون حساب میشد. مامانه همسری میگفت سفید برداریم ولی اونی که ارزون تر از همه بود بی رنگ و به رنگه چوب بود همین که ما داشتیم شمارشو یادداشت میکردیم که بریم تیکه هاشو برداریم مامانه همسری گفت نگیرین آقاجون من انتخابه خودمو کردم این سفیدرو بخریم گفتیم آخه عمه جون پولمون ممکنه کم بیاد که بنده خدا گفت شما همونقدر که پول میتونین بدین بقیشو من میدم آخه این سفیده هم از اونی که ما انتخاب کردیم خیلی قشنگتر بود هم قیمتش دو برابره قیمته اون یکی بود. خلاصه من کلی ذوق مرگ شدم3120.gifcheerleader3.gif.بعد مامانه همسری گفت که میزه عوض کردنه بچرو هم الان بگیرید که من یه کم این دست اون دست کردم بعد دیگه دیدم چاره ای نیست گفتم آخه عمه، پگاه(خواهره همسری) گفته یه تیکه بزرگشو بذارید من بگیرم (آخه خودش پشته تلفن بهم گفته بود که این میزرو نگیرید من میخوام بگیرم) مامانه همسری گفت خوب پس من الان میگیرم بعدا از پگاه پولشو میگیرم که من همچنان ذوق مرگ ترgreenstars.gif از همیشه شماره ی میز رو هم یادداشت کردم بعد همین که داشتیم میومدیم بیرون این فروشگاهه یه جوریه که همینجور طبقه طبقه میای پایین اینقدر مسیر پیچ وا پیچه که اگر قصده خریدم نداشته باشی تا بخوای به بیرون برسی کلی وسائله اضافی خریدی خلاصه مام داشتیم میومدیم بیرون که یه دفعه مامانه همسری رفتو یه تخته فرشه خوشگل به سبک ایرانی برداشتو گذاشت تو چرخه خریده ما. کلی از این خرید خرسند شدیم کلی ذوق کردیم الان فرش نوئرو انداختیم وسطه خونه فرش قدیمیا تو یکی از اتاقا لوله شده.
دیگه دیرمون شده بود نتونستیم رنگ بگیریم ولی حالا انشاالله رنگ میگیریم اتاقو رنگ کنیمPainter تصمیم گرفتم وقتی همه چیز تکمیل شد عکسه کامله اتاقو براتون بذارم برای همین فعلا هیچ عکسی نمیذارم تا تکمیل شدنه اتاقFlower.
راستی یادم رفت بگم الانم باید برم کلی لباس بشورم آخه اینجا ماشین لباسشویی نیستش یه ساختمونایه کوچیکی بیرونه خونه ها ساختن که توش ماشین لباسشویی هستش با خشک کن هر کی میخواد لباس بشوره میره وقت میگیره که لباساشو بشوره البته همسری قول داده که وقتی طاها به دنیا اومد چون یه کم بیشتر سرم شلوغ میشه و وقتی برام نمیمونه که برم تا رختشورخونه و بیام یه ماشین لباسشویی بگیره بذاره خونه. ولی فعلا باید مثله بقیه برم بیرون لباس بشورم. بعد کلی ظرف مونده که از دیروز تا حالا وقت نکردم بشورمشون. بعدم بشینم رومیزیای عروسیه خواهره همسری رو تموم کنم بعد تازه برم بیافتم به جونه اتاقه نینی.



[ شنبه 13 شهریور 1389 ] [ 02:01 ب.ظ ] [ omm taha ]

.: Weblog Themes By Mah Music :.

درباره وبلاگ

منمو دو تا فرشته کوچولو. محمدطاها13 مهر 1389 به دنیا اومد امیریاسین 1 تیر 1391. یکی 10:45 دقیقه صبح. یکی 5:57 دقیقه ی بعد از ظهر.
آمار سایت
  بازدیدهای امروز : نفر
  بازدیدهای دیروز : نفر
  كل بازدیدها : نفر
  بازدید این ماه : نفر
  بازدید ماه قبل : نفر
  تعداد نویسندگان : عدد
  كل مطالب : عدد
  آخرین بروز رسانی :
بیدفا