|
ام طاها من و نی نیه خوشگلم
| ||
|
سلام دیگه دستو دلم به نوشتن در مورده پسرم نمیره. آخه من چه طور میتونم وقتی یه سری از مادرا مثله یگانه ی عزیز که سامش رو از دست داده یا نازلیه عزیز که اناره خوشگلشو از دست داده من بشینم و از خوشیهام با پسرم بنویسم. این دو تا فقط یه نمونه هستن که تو این ماه من ازشون باخبر شدم. اناره دسته گل رو امروز به خاک سپردن. اون تنه کوچولو که با آب جوش زخمی شده بود. مامانش خیلی دلش میخواست ببوسدش ولی زخماش نمیذاشت. الان به آرامش رسیده. یا یگانه با اون دله بزرگش که حاضر شد قلبه یکدونه ی عزیزش رو اهدا کنه. اینا فقط نمونه هستن من نمیدونم چند تا مادر دیگه مثله یگانه و نازلی میان و اینجارو میخونن و با دیدنه پسره من آه میکشن که اگر بچه ی من بود باهاش این کارو میکردم یا اون کارو. اصلا به کسایه دیگه از کوچولوهاشون مینویسن کاری ندارم ولی عقله ناقص من با این بغضی که چند روزه با منه میگه که دیگه ننویس. حداقل از پسرت ننویس. آدرسه وبلاگمو عوض کردم مطالبه آموزش و خاطراته روزانه بدونه پسرم رو اونجا مینویسم. ان شاالله که خدا هیچ بچه ای رو بدونه پدر مادر و هیچ پدر مادری رو بدونه بچش نکنه. خدایا من یکی توانش رو ندارم ...... برای هیچ کس نه خودم نه دیگران. هر کس که دلش برای پسرم تنگ شد(از دوستای نزدیک) با رمز براش عکسه جدید میزارم. هر کسم آدرسه جدیدم رو میخواد بگه تا براش خصوصی بفرستم.
سلام اومدم یه خبره فوری بدم و برم. چند روزی هست که حالم بده همینجور افتادم رو تخت شب میخوابم تا صبح، صبح میخوابم تا شب. تقریبا هم هیچی نمیخورم. آخه میدونید نینیه دوممون تو راهه (نه که ما خیلی بچه دوست داریم هی تند تند میزاییم ) خلاصه که یه وضعی شده اصلا نمیتونم بیام نت فقط گاهی اوقات میام میخونمتون و میرم. حالم خیلی بده الانم بیشتر از این نمیتونم بنویسم. پ ن: ببینم کسی راه کاری برای بهتر شدنه حالم نداره. پ ن2: شیما جون اینقدر اومدی در مورده بچه پرسیدی که یکی دیگه انداختی تو دامنمون
سلام به همه ی اونایی که منو میخونن ولی نظری ندارن(همینجوری کلا خنثی هستن نه خوششون میاد نه بدشون میاد) همینجوری نظر ندید تا یه دفعه یه مطلبه رمز دار بنویسم بعد بهتون رمزشو ندم(روحه خبیث بیدار شده ) اصلا تصمیم گرفتم یه مقدار از مطالبه آموزشی مو بدونه رمز بنویسم بعد بقیشو تو ادامه مطلب رمزدار کنم هر کی که خواست اون آموزشو یاد بگیره بهم بگه تا رمز رو بدم بهش چطوره؟ دوست دارین؟ بابا خب منم آدمم دوست دارم ببینم کسی از این چیزی که گذاشتم خوشش میاد یا نه اصلا میگه این چیه میذاری حالم بد شد. خلاصه این از دعوای اوله دشت.پریروز میخواستیم بریم مسافرت با همسری من طاها بابای همسری و مامانه همسری که خب، طاها سرما خورده بود و اینقدر تا نصفه ی راه غر زد که ما مجبور شدیم بریم فرودگاه مامانه همسری رو راهی کنیم و خودمون برگردیم. وقتی برگشتیم خونه اینقدر سه تایی خوشحالی کردیم که به عقلمون گوش دادیم و برگشتیم خونه چون طاها واقعا کله این دوروز اذیت بود و حتی دیشب تا صبح نخوابید. فیلم نوشت: کسی فیلمه ترسناکه قشنگ(نه چندش آور) سراغ نداره به من معرفی کنه.آدرنالین خونم به شدت اومده پایین مثله آدمای معتاد دنباله موادمم. فیلم معرفی نوشت: کسی سریاله the walking dead رو دیده؟ خیلی قشنگه حتما ببینید ولی ترسناکه ها فیلمش در مورده زامبی هاست. یه افسره پلیس تو تعقیب و گریزه خلافکارا زخمی میشه و به کما میره وقتی به هوش میاد با آدمایی روبرو میشه که آدم میخورن و قیافه هاشون ترسناکه و شهر هم خالی از سکنست و این افسره قصه ی ما راه میافته که بره زن و بچش رو پیدا کنه........... من فعلا تا قسمته 2 فصله دو دیدمش نمیدونم قسمته 3 اومده یا نه قشنگه دوست داررررررررررررررمممممممممم
سلام اومدم با یه مدل بافته خیلی قشنگ که من یکی وقتی یادش گرفتم کلی لذت بردم. از این بافت هم میتونید شال ببافید هم کلاه هم دوره آستین هم دوره یقه خلاصه بستگی به ذوقه خودتون داره. خب شروع میکنیم اول از همه این عکسش: به نظرتون چه طوره قشنگه نه؟ بافتش خیلی سادست و فقط با زنجیره و بافته پایه کوتاه هستش. اول 50 تا زنجیره میبافید. بعد حلقه ای که روی قلاب میمونه رو دوره میله ای که توی فیلم نشون دادم میندازید بعد شروع میکنید قلاب رو یکی یکی از توی زنجیره ها عبور میدید نخ رو میگیرید دوره حلقه میندازید. این کارو با هر 50 تا زنجیره انجام میدید تا 50 تا حلقه روی میلتون ایجاد بشه. حالا 5تا5 حلقه هارو جدا میکنید و روشون پنج تا بافته پایه کوتاه میزنید. یادتون باشه باید 5 تا حلقه که میگیرید پنچ تا هم پایه متوسط روش ببافید تا برای ردیفه بعدی دوباره 50 تا زنجیره داشته باشیم. حالا این کارو میتونید با حلقه های 3 تایی انجام بدید یعنی به جای 5 تا 3 تا بگیرید. یا مثلا به جای بافته پایه کوتاه از پایه متوسط یا پایه بلند استفاده کنید با همش قشنگ میشه فرقی نمیکنه. فیلم 1 فیلم 2 فیلم 3 طبقه بندی: هنر دست،
سلام دوشنبه دعوتمون کردن برای اولین دندونپزشکلی گل پسر که هم دندوناشو چک کنن هم اینکه یه اطلاعاتی از نحوه نگهداری از دندونه شیری بهمون بدن هم اینکه آخرش به پسملی کادو میدن.(آخجون کادوووووووووو) اینقدر دوست دارم هی به بهونه ی بچه دار شدنمون دعوتمون میکنن جاهای مختلف از همش دلچسب تر کادوهاشه ![]() راستی الان پسرم هفت تا دندون داره. بهش میگیم بع بعی چی میگه اونم جواب میده بههههههه میگیم پیشی چی میگه جواب میده موووووو با فتحه میگیم پیشی کو بالای کمدو که دو تا مجسمه ی پیشی داریم نشون میده میگیم جوجو کو بیرونو نشون میده میگیم بخواب ادای خروپف در میاره حالا بماند که کی تو خونمون چند وقته مهمون شده و خروپف میکنه. با دستمال بینیشو میگیره تا پنج با دست نشون میده(آخه از همون کوچیکی قطره ی خوراکی ویتامین د رو که بهش میدادم میشمردم براش) فعلا همینا یادمه الانم پسملی سرماخورده خوابشم میاد بهونه میگیره میام با یه پسته جدید و عکسای جدیدتر الان اگر پسملی بخوابه من ویدئوی بعدیه آموزشه قلاب بافی رو آماده میکنم که بذارم اینجا. پ ن: بابا جان یه چیزی بگید خب. حداقل بیاید انتقاد کنید. باور کنید من خیلی انتقاد پذیرم (آیکون مشت تو فک انتقاد کننده) طبقه بندی: خاطرات شیرین عسل،
سلام به همگی ![]() یادتونه که وبلاگه پسملی رو جدا کردم حالا دوباره تصمیمم عوض شد ![]() با خودم گفتم من که کلا وقتشو ندارم یه هفته اون وبلاگو آپ میکنم یه هفته این یکیو ولی اگر یه وبلاگ داشته باشم دیگه در مورده هر کدوم بنویسم همش یه جا میاد دوستامم مجبور نمیشن برای خوندن هر کدوم به صفحه ی جدا برن. دیگه اینکه واقعا بیکارم ها خودمو کشتم با این وبلاگ داریم همین جا برای شفای همه ی بیمارا به خصوص خودم دعا میکنم. خدایا بارالها همه ی مریضا رو شفا بده مارم از این .......گیجه نجات بده کمکم کن دیگه قالب وبلاگ رو و هر چیزی که مربوط به وبلاگم میشه رو عوض نکنم. الهی آمین. ![]() خب میریم سره موضوعه اصلی که همانا تولده یکسالگیه پسملی هست. دیروز پسرم یکساله شد هوررررررررررررراااااااااااااااااااااااااااااا حالا میپردازیم به امر خطیره قربون صدقه پسملی رفتن چراااااااااااااااااااا؟ چون تولدشه هورااااااااااااااااااااااا تولدت مبارک عزیزه دلم انشاالله که عاقبت به خیر بشی گله مامان. پارسال این موقع من منتظر بودم که دکتر بیاد مرخصمون کنه با هم بیایم خونه. از حولم اینقدر که ذوق زده بودم میشستم بالاسرت نگات میکردم که بیدار بشی وقتی میخوابیدی با بابایی در موردت حرف میزدیم بعد دلمون تنگ میشد دلمون میخواست بیایم بیدارت کنیم بغلت کنیم. با اینکه زایمان درده زیادی داره ولی اینقدر که خاطراته خوبی برای آدم میسازه دلم میخواد بارها و بارها تجربش کنم. خدا روزه تولده مامانی تورو بهش داد پس تولدت مبارک بهترین کادو تولده دنیا.
کارایی که طاها میتونه تو یکسالگی انجام بده:
از هشت روزه پیش تنهایی راه میره دست میزنه خیلی با عشوه چشمک میزنه پخ یا دالی میکنه(یعنی دو تا دستاشو میگیره جلوی چشماش بعد بر میداره ) با دهنش حباب درست میکنه بعد حبابارو با دستش میگیره هدیه میده به مامانش تو کارای خونه کمکم میکنه تا میبینه دارم اسباب بازیاشو جمع میکنم میاد کمکم میکنه با تلفن صحبت میکنه آیکونای استارته لپ تاپه مامانشو پاک میکنه موسه لپ تاپه مامان بزرگشو از کار میندازه(امروز رفته بودیم نمایندگیش که درستش کنن) با آهنگا میخونه و تاب میخوره میتونه بگه مامان، بابا، دست، دد، به به، بده خیلی کارای دیگه هم میکنه که من حضوره ذهن ندارم.
اینم عکسای پسملیه یکساله ی ما. ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() اینجا 11 ماهگیه پسملی تو ایرانه بابا بزرگش برده بودش دستشویی که یه دفعه دستشویی تبدیل شد به آببازی بعد نوشت: راستی محمد طاها هم از راهه دور بوس میکنه هم اینکه لپه آدمو بوس میکنه البته بوسه آبدار. دهنشو باز میکه لپه آدمو باد کش میکنه آخره بوسش یه عالمه تف جایه بوسش باقی میذاره. طبقه بندی: خاطرات شیرین عسل،
سلام گله دارم ازتون تا الان که دارم اینو مینویسم 501 نفر اومدن بازدید کردن ولی یکیتون یه نظره خشکو خالیه الکی هم نذاشته .واقعا نا امید کنندست. اصلا مایوس کنندست.
![]() سلام به خاطره درخواست نسرین جون ایندفعه میخوام آموزش بافت دستبند با نخ رو براتون بذارم. اول از همه اینکه این دستبندا با هر نخی بافته میشه نخ کاموا، کوبلن، قلاب بافی. اول از همه نخهایی رو که لازم دارم انتخاب میکنیم. دیگه رنگو تعدادش بستگی به الگویی داره که میخوایم ببافیم. بعد نخهارو دولا میکنیم.(نخهارو باید یه مقدار بلند بگیرید که وقتی دولا کردید کم نیاد.) من خودم مثله شکل نخهارو از یه سنجاق قفلی بزرگ رد میکنم گره میزنم و سنجاق رو وصل میکنم به شلوارم. زانومو خم میکنم جلوی صورتم تا راحت تر ببینم. بعضی ها میزنن به گیره ی یه تخته شاسی که معمولا برای طراحاست(یادتونه که از اونا که میبردیم مدرسه بهش کاغذ وصل میکردیم) خلاصه که هر طور راحتید. در این شکل میبیند که 6 تا نخ هست که 3تا رنگ انتخاب میکنید و دولا میکنید میشه 6تا. نخهارو باید طوری گره بزنید که ترتیبه رنگا مثله شکل باشه. حالا از سمته چپ شروع میکنیم. نخ سبز یا ج1 رو میگیریم دسته چپ و قرمز یا اٌ2 دسته راست. نخ سبز رو اول از رو بعد از زیره نخ قرمز و بعد از رویه خوده نخه سبز ردش میکنیم و نخ رو میکشیم که محکم بشه. این کارو دو بار انجام میدیم با این تفاوت که دفعه ی دوم نخ سبز رو میکشیم و بعد از نخ قرمز قرار میدیم یعنی جای نخه قرمز و سبز عوض میشه قرمز میاد اول سبز میره دوم. این کارو تو سمته راست هم تکرار میکنیم. همین. این محمترین گره تو این کاره اگر اینو قشنگ یاد بگیرید دیگه هر مدلی که بخواید میتونید ببافید. حالا من تو ادامه مطلب الگوی یه دستبنده ساده رو براتون میذارم برای دست گرمی. تا بعد ان شاالله برسیم به الگوهای سخت تر. پ ن: این مطلبو دو بار نوشتم یه بار نوشتم پرید این دفعه دومه. من نمیدونم پس اینکه هی مینویسه مطالبه شما هر 30 ثانیه یه بار سیو میشه یعنی چی؟ توجه توجه: من عکسارو از سایته خوبه گل بانو برداشتم سایته به درد بخوریه بهش یه سر بزنید. برید ادامه مطلب....... ادامه مطلب طبقه بندی: هنر دست،
سلام همین که یه پسته جدید گذاشتم لینکای روزانه بود که به وبلاگم سرازیر شد. جا داره همینجا یه چیزی رو بگم و اونم اینه که من همه ی لینکای روزانه رو تایید میکنم ولی آخر هر هفته لینکایی رو که خوشم نیاد یا با مطالبه وبلاگه من همخونی نداشته باشه پاکشون میکنم. همین گفتم که گفته باشم یه وقت کسی ناراحت نشه.
سلاااااااااااااااااام من برگشتم. جاتون خالی خیلی خوش گذشت حیف که مدتش کم بود اینقدر کم بود که به خیلی از فامیلام نتونستم سر بزنم. از همون اول که رفتم ایران مدام گفتن یه هفته دیگه برمیگردی دو هفته دیگه برمیگردی ولی در کل خیلی خوش گذشت خیلیها بودن که دوست داشتم ببینمشون ولی نشد. به اینترنت زغالی دسترسی داشتم ولی نمیدونم چرا وقتی میخواستم برای دوستام پیغام بدم که آدرس بدن برم ببینمشون قسمته نظراته هیچ کس باز نمیشد. واقعا ناراحت کننده بود دلم میخواست میرفتم مریمنازو از نزدیک میدیدم ولی حیف نه از طریقه نظرات نه از طریقه میل نتونستم هیچ پیغامی بذارم. ولی به وبلاگای همه سرزدم همرو خوندم فقط نمیتونستم پیغام بزارم. ببینم کسی میدونه من اگر تو گوگل ریدر یه بلاگی رو اضافه کنم باید چی کار کنم که لینکش تو وبلاگمم بیاد یعنی باید دوباره کد بگیرم اگر آره چه جوری؟ برمیگردم با پسته جدید. میدونید این وبلاگو یه سریا که نباید آدرسشو دارن دارم فکر میکنم یه وبلاگ با اسمه مستعاره کاملا بی نامو نشون بنویسم که بتونم روزمرگیمم توش بنویسم (البته اینجا بمونه همین شکلی که هست به نوشتن توش ادامه بدم)بدونه اینکه به دردسر بیافتم یا اینکه همینجا بنویسم با رمز یا اینکه کلا ننویسم (بیخود خوشحال نشید روزمرگیرو میگم)نظرتون چیه؟ بعد نوشت: به قوله مسیحا جون از سره دلخوشی قالب عوض نکردم قالب قبلیرو خیلیییییییییییییییییییی دوست داشتم ولی چون گوگل ریدر توش فقط 10 یا 20 لینکو نشون میداد مجبور شدم که قالبو عوض کنم. طبقه بندی: خاطرات،
الان که این مطلبو میخونید من به همراهه همسری و پسمری و بابای همسری نشستیم توی هواپیما و داریم میایم ایران. خیلی خوشحالم بعد از دو سال دارم میخوام خانوادم و دوستامو ببینم. از وقتی که از کشور خارج شدم همش به فکره همه ی کسایی که تو کله عمرم باهاشون ملاقات داشتم میافتم خیلی دوست داشتم که حداقل یکیشونو پیدا میکردم تا دوباره ببینمش. بیشتر از همه دنباله یکی میگردم که واقعا واقعا از ته ته دل، دلم براش تنگ شده خیلی دوست داشتم پیداش کنم. اسمش فاطمست فامیلیش جعفری چپ دسته من دست خطشو خیلی دوست داشتم سره یه چیزه بیخودی با هم قهر کردیم کینه ی منم که شتری هر چی اومد گفت بابا ساله تحصیلی داره تموم میشه ممکنه همو نبینیم بیا آشتی کنیم، آشتی نکردم که نکردم. اول دبیرستان تو مدرسه ی بنت الهدی با هم همکلاس بودیم. نوشین مختارنژاد هم همکلاسیمون بود. یادش به خیر الان خیلی دلم میخواست فاطمرو پیدا کنم. راستی اگر کسی از شما ازش خبر داره یا اینکه میشناسدش تو رو خدا بهم اطلاع بدین که دلم براش یه ذره شده میخوام تو این چند وقتی که ایرانم ببینمش. یعنی میشه پیدا بشه؟ ان شاالله که میشه. راستی چون ممکن بود به اینترنت دسترسی پیدا نکنم این پستو زودتر نوشتم تنظیم کردم سه شنبه ساعته 5:30 به وقته سوئد ارسال بشه. طبقه بندی: خاطرات،
لینکام هست فقط اینکه ریدرم کار نمیکنه. وقتی کده ریدرو میذارم هیچ لینکی نشون نمیده. چراااااا؟؟؟؟؟ پ ن: پسته قبل رو بخونید.
سلام اومدم بگم که: اهم اهم بدینوسیله اعلام میشود به مقداره محدودی دعوتنامه گوگل پلاس داریم(500 عدد). حراجش کردیم هر کی مایله میلشو بده تا براش بفرستم. پ ن: نمیدونم عضویت تو گوگل پلاس آزاد شده یا نه ولی هر کی میخواد من دارم بگه براش بفرستم. پ ن 2: لینکام کووووووووووووو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
لینکام گم شده چراااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی ۲ لیتر بنزین از
ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت
آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو
آتیش بزنم **************** بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا ۴۰ درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟ اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم پـَـَـ نــه پـَـَــ خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم ***************** یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم ***************** به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم ***************** در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه ******************** تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه داری تعمیرش میکنی ؟ پــــ نه پـــــ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم ******************** با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش ۳ طبقه بسازیم ********************* کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام ************************ مرغ عشقم مرده و درحالی که پاهاش روبه بالاس افتاده کف قفس. دوستم اومده می گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ کمر درد داشته دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس ************************ کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه ****************** به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟! پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!! ـ ******************** داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم ******************* میگه امتحانِ چی داری؟؟؟ میگم وصایا,,, میپرسه وصایای امام؟؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ وصایای الیزابت تیلور ************************ تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه ********************** ساعت ۵-۴ صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته ********************** زنگ خونه دوستمو زدم میگم حمید هست؟ پدرش میپرسه حمید خودمون؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــ حمید تبلیغات رب تبرک رو میگم! ********************** یک ساعت تو تاکسی دارم عرق میریزم و خودمو باد میزنم .راننده تاکسیه میگه گرمه؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ هوا خوبه دارم واسه رقص کردی یار جمع میکنم ********************** تو خیابون از یه دختره خوشم اومد بعد از کلی دردسر تونستم راضیش کنم بهم گفت حالا واقعا از من خوشت اومده ؟؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شما در مقابل دوربین مخفی قرار دارید !!!!! ********************** سر جلسه کنکور گزارشگر اومده بالا سر بچه میگه اومدی کنکور بدی؟ ن پ اومدم ببینم چه خبره اینجا شولوغه!!!! ********************** دیشب رفتیم استخر طرف میپرسه: میخواین شنا کنین؟؟ پ نه پ می خوایم از امکانات رفاهیتون بازدید کنیم ********************** طرف ماشینشو میبره پمپ بنزین مسئولش میگه بنزین می خاین پ نه پ اومدیم آب هویج بریزیم توش چراغ جلوش قوی شه ********************** به راننده تاکسیه میگم مرسی نگه دارید می گه پیاده مس شی؟؟پ نه پ می خوام ببینم لنت و ترمزت سالمه؟ ********************** به بابام میگم موجودی حسابت چقدره؟ میگه: پول میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــ می خوام ببینم چقدر دیگه با بیل گیتس فاصله داریم ********************** سر جلسه امتحان به جلوییم می گم برسونیا … می گه چی؟ تقلّب؟؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ تنفس دهان به دهان ********************** مامور برق اومده همسایمون میگه میخای کنتور رو چک کنی؟ پ ن پ یارانه اضافی دادی اومده دستی تقدیم کنه ********************** زنگ زدم میگم مامان بیا منو گرفتن… میگه خاک تو سرم ارشاد؟ میگم پـــــــ نــــ پـــــ مرکز نخبگان ایران
با مامان داریم تو آشپز خونه سمبوسه درست میکنیم برای مراسم نیمه شعبان. من میپیچم مامانم سرخ میکنه. (این نذره یه حاج خانمه بود ما فقط درستش میکردیم) مامانم همین طور که داشت سمبوسه هارو سرخ میکرد یه حالته عرفانی هم به خودش گرفته بود یه دفعه شروع کرد: ان شاالله اجرت با امام زمان(ع) باشه هر حاجتی داری برای من دعا کن. من: مامان: همسری: پ ن1 : 8 روز دیگه میایم ایران. هوررررررررررررراااااااااااااااااااااااااااااااااااا پ ن 2 : پسملی دیگه بدون کمک می ایسته. طبقه بندی: خاطرات،
برای بافت پایه متوسط دو تا زنجیره اضافه میبافیم.اول نخ رو با قلاب میگیریم. بعد قلاب رو داخل زنجیره ی سوم میکنیم. ![]() ![]() نخرو با قلاب میگیریم و بیرون میکشیم. 3 تا حلقه روی قلاب ایجاد میشه . ![]() نخ رو با قلاب میگیریم از توی هر سه تا حلقه رد میکنیم. ![]() ![]() دوباره نخ رو با قلاب میگیریم داخل زنجیره ی بعدی میکنیم(از زنجیره ی بعدی رد کنید فقط وقتی اوله کارمون هست از زنجیره ی سوم رد میکنیم )نخ رو با قلاب میکشیم بیرون دوباره سه تا حلقه درست میشه نخرو با قلاب میگیریم و از توی هر سه تا حلقه رد میکنیم. تا آخرین زنجیره و تا آخر ردیف رو به همین صورت میبافیم. در انتهای ردیف اول و برای بافت ردیف بعدی ۲ زنجیره چرخشی بافته و کار رو برمیگردونیم.به صورتی که گره آخر ردیف اول نقش گره اول ردیف دوم رو بازی کنه و بافت رو به همون ترتیب گفته شده در بالا ادامه میدیم. ![]() اینم فیلمه آموزشش از چند تا سایته مختلف باز اگر مشکلی داشت بگید که جای دیگه آپلود کنم. فیلم آموزشی از وبلاگ زنگ قلاب بافی: کلیک کنید wikiupload uploading.com rapidshare 4shared منبع عکسها:کلیک کنید طبقه بندی: هنر دست،
وااااااااااااااااااای من که مردم از خنده از خودم نیست از اینجا کپیش کردم. رفتم بانک پول بگیرم. کارمنده میگه پول رو میبرین؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام وایسم اینجا هر کس رقصید بریزم رو سرش شاباش بدم یه طوطی گرفتم. فامیلمون اومده میگه طوطیه؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم دارم تو حیاطمون موتورمو تعمیر میکنم به مامانم میگم دستمال بیخودی داری؟ میگه میخوای موتورتو تمیز کنی؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام هل هله کنان برم تو کوچه کردی برقصم رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر. یارو گفت : راحت باشه؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خار داشته باشه با گل رفتم بیمارستان. نگهبان میگه گل برای مریضتون آوردین؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم خواستگاری تو با این سیبیلات... سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید. میگه پیاده میشی؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم...! حدود ۳ صبح بود رفتم سر یخچال پارچ آب رو برداشتم آب بخورم. دوستم بلند شده میگه میخوای آب بخوری ؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو خواب یادم افتاد به گلا آب ندادم میخوام بهشون آب بدم زنگ زدم میگم مامان بیا منو گرفتن ... میگه خاک تو سرم, گشت ارشاد؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مرکز نخبگان ایران حواسم نبود با صورت رفتم تو در. یارو میگه ندیدیش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ من داركوبم می خوام با منقار یه سوراخ برا خودم باز كنم برم تو زنگ زدم 115، میگه آمبولانس میخواین قربان؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه پلیس 110 میخوام، بقیش هم آدامس بدین! به اپراتور اداره میگم لطفا شماره فلانی رو برام بگیر. میگه گرفتم وصل کنم؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ فوت کن، قطع کن رفتیم رستوران، میگم 2تا جوجه لطفا. میگه جوجه کباب؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ازین جوجه رنگیا، یه قرمز بدین یه سبز به یارو راننده میگم. آقا اگه میشه یكم سریعتر. الان هواپیما میپره... میگه، به سلامتی مسافرین؟... گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ فندك هواپیما دیشب دستم جامونده، میرم بدم به رانندش دارم از گرما میمیرم، خودمو مثله چی دارم باد میزنم. بابام میاد میگه چیه ؟ گرمته ؟؟؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم حداکثر سرعت چرخش مچم رو امتحان میکنم با دوستم سه ساعت تو صف نونوایی وایساده بودیم صف 40 متری نوبتم شده. یارو میگه نون می خوای ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ تا الان قطار بازی می کردیم واگن آخرم بودیم رفتیم غار علیصدر، به رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه؟! گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا داریم 10 نفری بازی شبکه ای میکنیم. اومده میگه جدی حال میده؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم پیک پیتزایی میاد در میزنه. یارو میگه پیتزا آووردی؟!؟!؟ میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم آشغالاتونو ببرم در آسانسورو باز کرده کوبونده تو سر من از درد اشکم در اومده میگه آخی دردت اومد؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دیدم شب جمعه اس به یاد مرده هامون افتادم یه دیده ای تر کردم!!! تو یه ساختمون نیمه کاره با کلاه ایمنی وایسادم کارگره میگه مهندس کلاه گذاشتی آجر تو سرت نخوره؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام آقای ایمنی بیاد با هم کلیپ انیمیشن بازی کنیم دارم حرف میزنم هی زبونم میگیره، بابام میگه:چته زبونت بند اومده؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام حرف بزنم اینجا بد آنتن میده!!! دوستم پاش تو گچه، یارو میگه شکسته؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ پاشو گچ کرده که از شهرداری عوارض نوسازی بگیره سوار تاکسی شدم رسیدیم سر خیابون. گفتم مرسی. آقا می گه پیاده می شین؟ می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خواستم بین مسیر یه تشکر ناغافلی کرده باشم جو از سنگینی درآد به استاد میگم لطفا كمكم كنید دارم مشروط میشم. میگه نمره میخوای؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاكی كه باید بریزم تو سرم میخوام میگم آقا شهید همّت کجاس؟ میگه بزرگراه شهید همّت؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخواستم خودشو پیدا کنم یه خانوادهای رو از نگرانی در بیارم دستمو بلند کردم از استاد سوال کنم. میگه شما سوال داری؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خواستم خطوط کف دستمو بهت نشون بدم فالمو بگیری اومدم به بابام میگم بابا پول بده، میگه مگه پولات تموم شده؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ با اون یه ذره پول تو جیبی رفتم یه بنز خریدم، بقیشم گذاشتم بانک! میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ با اون دست فرمونت میخوای پول بنزم بهت بدم لابد؟!!! میگم شما هم مگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ رو بلدی؟! میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ ! فقط تو بلدی !!! [ پنجشنبه 23 تیر 1390 ] [ 03:20 ب.ظ ] [ omm taha ]
با تشکر ویژه از استوایی جونم که خیلی برام زحمت کشید بالاخره ریدرم درست شد الانم دارم ذوقشو میکنم. استوایی جونم قربونت برم دستت درد نکنه. به زودی میام با ادامه آموزش قلاب بافی.(بافت پایه متوسط) [ چهارشنبه 22 تیر 1390 ] [ 04:47 ب.ظ ] [ omm taha ]
برای بافت چرخشی وقتی که به انتهای کار میرسیم یه زنجیره میبافیم بعد کارو بر میگردونیم و به بافتمون ادامه میدیم. بافت چرخشی اینم حسن ختام برنامه طبقه بندی: هنر دست، [ سه شنبه 14 تیر 1390 ] [ 06:44 ب.ظ ] [ omm taha ]
خب ما دیدیم همه یه خاطره ی توالتی نوشتن گفتیم خالی از لطف نیست سوتیه توالتیه خودمون رو اینجا تعریف کنیم. القصه: وقتی منو همسری با هم عقد کردیم یک ماه و نیم بعدش همسری برگشت سوئد و تا کارای من درست بشه و بیام پیشش 6 ماه گذشت اینو نوشتم که دستتون بیاد که منو همسری هنوز اونقدرا با هم خودمونی نبودیم و یه مقداره خیلی کمی هنوز رودربایستی داشتیم. وقتی که رسیدم سوئد همگی با فامیلا سواره ماشین شدیم و رفتیم به سمته رستورانه بابای همسری. اونجا همسری رو کشوندم یه گوشه : من: وااااااااااااااااای نمیدونی چه آدمای بیشعوری پیدا میشن همسری: چی شده مگه عزیزم من: آخه تو هواپیما که میومدم رفتم دستشویی همسری: اونجاست عزیزم من: دستت درد نکنه (من در حاله رفتن )همسری: راستی..... من: جانم؟؟؟؟؟ همسری: دستشویی ما هم شلنگ نداره من: همسری: من: طبقه بندی: خاطرات، [ دوشنبه 13 تیر 1390 ] [ 01:27 ق.ظ ] [ omm taha ]
سلام خواهش میکنم یکی بیاد کمکم کنه، یکی بیاد این گودره منو درست کنهههههههههههههههههه آخه من زیاد وقت ندارم همین که پسرم میخوابه تا میام به لینکام سر بزنم ببینم که کی آپ کرده کی نه پسرم بیدار میشه وقته منم تموم میشه. یکیییییی بیییییییییییییاد کممممممممممممممک. حداقل یکی برام توضیح بده من خودم درستش کنم خواهش میکنم. لطفااااااااااا لطفاااااااااااااااا لطفااااااااااااااااااا پسره من خوابش خرگوشیه روزا خیلی کم میخوابه نیم ساعت نهایت یک ساعت این صدای خواهش یک مادره کم فرصته لطفا به دادم برسید.
اومدم یه عکسه با نمک از 5 ماهگیه پسملیم بذارم. ماشاالله یادتون نره لطفا. ![]() ماشاالله خودمم تو تهیه و تدارک اومدن به ایرانم کلی کاره عقب افتاده دارم صبح بیدار میشم تمامه کارایی که باید بکنم تو ذهنم رژه میره ولی شب که میخوام بخوابم هیچکدومشون رو انجام ندادم.خیلی عذاب آوره این حالت فکره سوغاتی که اصلا داره خفم میکنه کلی چیز میز گرفتم ولی همش فکر میکنم کمه. البته کم هست چون من که دیگه نمیتونم برای کله فامیلا سوغاتی بخرم. این جوری دو برابره پوله بلیطه خودم و همسری رو باید بدم سوغاتی از یه طرفتم میگم دفعه ی اولمه دارم میرم ایران فامیلا ازم توقع دارن. خواهش میکنم یکی بیاد همفکری که باید چی کار کنم. طبقه بندی: خاطرات شیرین عسل،
سلام این چند تا عکس برای 8 ماهگیه پسملیه خیلییییییییییییییییییییییییی خوشگلمه (ماشاالله ماشاالله ماشاالله) این رو به کوریه چشمه بعضی ها نوشتم هر کی هم از وبلاگه من خوشش نمیاد میتونه نخونه یا نبینه مجبور نیست. اگرم که میادو میبینه یعنی هم دوست داره هم اینکه پسرم خوشگله ما هم انتقاد پذیریم هر کی هر عقده ای داره میتونه بیاد اینجا خودشو خالی کنه ولی نظراتش تایید نمیشه چون همون طور که گفتم عقدشه که اینجا خالی میکنه و مردم مجبور نیستن عقده ی یکی دیگرو بخونن. اینجا پسملی خوابه خواب بود ولی تا عمو عباسش دوربین آورد ازش عکس بندازه همچین پرید از خواب که یه آن شک کردیم که خواب بوده آیا ![]() ![]() ![]() طبقه بندی: خاطرات شیرین عسل،
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.
سلام سلام واقعا نمیدونم با چه زبونی عذرخواهی کنم ولی اینو میدونم هر جوری که عذر خواهی کنم شماها مهربونید و منو میبخشید. دیگه در مورده تبریکه ساله نو و روزه مادرو کلی موارده دیگه اصلا کلا روم سیاه که حتی یه پسته کوتاهه همینجوری هم نذاشتم. ولی باور کنید به صورته خاموش به همتون سر زدم همتونم خوندم فقط نمیدونم چرا حالو حوصله ی تایپ نداشتم. البته برای بعضیهاتون نظر گذاشتمهااااااااااااااااا. خب بگذریم بازم شرمندم ولی کلی براتون خبر دارم. اول اینکه حدوده 40 روزه دیگه داریم میایم ایران واقعا خوشحالم اول قرار بود 3 ماه بمونیم ولی بعد گفتیم پس درسمون چی میشه، شد 2 ماه تا اینکه که فهمیدیم به خاطره کاره همسری بیشتر از 3 هفته نمیتونیم بمونیم اینش خیلی حال گیری بود ولی خب بازم بهتر از هیچیه. دوم اینکه پسرم الان 8 ماهشه چهار دستو پا راه میره از مبلو روروئک و هر جا که دستش برسه میگیره بلند میشه میاسته بعد فاتحانه به ما لبخند میزنه، مام براش دست میزنیم و هورا میکشیم که اعتماد به نفسشو تقویت کنیم. سوم اینکه چرخ خیاطی خریدم میخوام دیگه بترکونم کلی برای خودم لباس بدوزم اون کوزه گرای قدیم بودن که از کوزه شکسته آب میخوردن ما کوزه گر نودیا اول برای خودمون میسازیم بعد برای دیگران. گفته بودم دارم زبان میخونم کورشه سی بودم امتحان دادم قبول شدم رفتم دی. اینم آخریشه اگر قبول بشم دیگه مشکله زبان ندارم میتونم برم دانشگاه البته قبلش باید درسایی رو که اینا میخوان بخونم بعد برم. حالام برای اینکه از دلتون در بیارم براتون تو ادامه مطلب با رمز یه عکسی از خودم و پسملیم میذارم. قانونو که میدونید فقط به دوستو آشنا رمز میدیم، پس فقط دوستایی که میشناسمشون تقاضای رمز بدن لطفا. ادامه مطلب سلام ببخشید که دیر به دیر میام اینقدر سرم گرمه که فقط وقت میکنم بیام وبلاگاتونو بخونم و زود برم. سه روز دیگه پسملی 5 ماهش میشه ولی من اومدم عکسای 3 ماهگیشو بذارم. دیشبم سرشو با تیغ تراشیدیم بچم الان شده ایکیوسان یه چیزه دیگه دندونه پسلی 3 روز پیش در سنه 4 ماهو 24 روزگی نیش زد(یعنی یه ریزه در اومده) ماشاالله ماشاالله ماشاالله ماشاالله
بقیه تصاویر در ادامه مطلب......... ادامه مطلب طبقه بندی: خاطرات شیرین عسل،
سلام واقعا برای این همه غیبتم شرمندم به شدت چسبیدم به درس و خیاطی و خونه داری و بچه داری ![]() خب درسمونو با پایه کوتاه ادامه میدیم. پایه کوتاه تو نقشه به شکله به علاوه یا یه ضربدره ![]() برای شروع قلاب رو از حلقه دوم رد میکنیم ![]() بعد نخ رو با قلاب میگیرم و میکشیم بیرون. ![]() دوباره نخ رو باقلاب میگیریم و از روی هر دو تا حلقه ی ایجاد شده ی روی قلاب رد میکنیم. ![]() برای ادامه کار از حلقه ی بعدی قلابو رد میکنیم و کارمونو ادامه میدیم یادتون باشه فقط برای شروع کار از حلقه دوم شروع میکنیم. ![]() وقتی خواستید برید ردیفه بعد اول یه زنجیره میبافید بعد کارتون رو برمیگردونید و از همون حلقه ی اول به بافتتون ادامه میدید. به این زنجیره ای که اول ردیفه بعد میبافید میگن زنجیره ی چرخشی. فیلمه بافته پایه کوتاه فیلمه بافته چرخشی پ ن 1:یه چیزی رو یاد آوری کنم. من اصلا قلاب بافی بلد نیستم این عکسارم از وبلاگه زنگه قلاب بافی برداشتم. لینکش تو لیسته لینکام هست. یعنی توی عکس گذاشتن کاملا از اون وبلاگ تقلید کردم. چون یه سری از دوستان گفته بودن که با عکس بهتر متوجه میشن.منم مجبور شدم عکسارو از اونجا کپی کنم. وگرنه من فقط قصد داشتم فیلمای آموزش به زبانه فارسی براتون بذارم. پ ن 2: ببخشید که هی دستم از کادر میره بیرون.خب بالاخره نه مامانم بازیگر بوده نه بابام آماتورم دیگه ![]() پ ن 3: به زودی عکسای پسملیمو که مربوط به کریسمسه با تاخیر و شرمندگیه فراوون میذارم. طبقه بندی: هنر دست،
دیروز محمدطاها خیلی واضح گفت مممممممممما ممممممممممممما ![]() ![]() ![]() تو بغله همسری بود که کم کم گریش گرفت بعد تو سنه سه ماهو ده روزگی یه دفعه گفت مممممممممممامممممممممممما به همین واضحی که من اینجا نوشتم. منو همسری همینجور هاجو واج به هم خیره شده بودیم . خیلی کیف داد اصلا جیگرم حال اومد ![]() .پارسال 23 دی ماه یعنی یه روز بعد از تولدم فهمیدم که خدا بهم به عنوانه کادو تولد محمدطاهارو داده امسالم که پسرم 3 روز بعد از تولدم بهم گفت ممممممممممماممممممممممما خدایا شکرت
سلام بالاخره موفق شدم(البته با کمک همسری) اولین فیلم رو درست کنم ولی وقتی که حجمش رو آوردم پایین یه مقدار رو کیفیتش تاثیر گذاشت حالا امیدوارم که بتونید ازش چیزی متوجه بشید.این فیلم الان حجمش 1.5 مگابایته ولی اگر کیفیتش جوری بود که متوجه نشدید یا خیلی خش افتاده بود بگید تا فیلمه اصلی رو با حجمه 30 مگابایت تو دو قسمته 15 مگابایتی براتون آپ کنم. اینم آموزش گره زدن و زنجیره بافی به روایت تصویر گره زدن: برای زنجیره زدن فقط باید نخ رو به وسیله ی قلاب از داخل حلقه ی روی قلاب عبور بدید. ![]() قسمت اول: گره زدن و زنجیره بافی دانلود بعد از اینکه زنجیره بافی رو یاد گرفتید 10 تا زنجیره ببافید و منتظر بقیه آموزشها باشید. پ ن: سیمین سیمین سیمین سیمین سیمین سیمین سیمین سیمین سیمین سیمین سیمین سیمین اینم قولی که به خاله سیمینه طاها داده بودم ![]() پ ن 2 خیلی مهم: من عکسهارو از این وبلاگ(روی کلمه وبلاگ کلیک کنید) برداشتم خیلی مطالبه مفیدی داره خودم هم از اینجا اصل ماجرای قلاب بافی رو فهمیدم یه سر بهش بزنید.(اینم قانون کپی رایت )طبقه بندی: هنر دست، |
| |